![]() |
![]() |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 19:27 توسط نیلو فر |
|
|
من پشیمان از آن عشق که پستم می کرد بر زبان های شما دست به دستم می کرد مثل احساس کسی سنگ شدم ای مرد م تازه با فاصله هم رنگ شدم ای مردم یک نفر میوه ی احساس مرا چید و گذشت گریه ی نیمه شب روح مرا دید و گذشت یک نفر گریه ی عاشق شدنم را خندید لحظه ی ناب شقایق شدنم را خندید من از آن عشق که می مرد حکایت کردم به خدایی که تو را می برد شکایت کردم
ما دو تن مغرور هر دو از هم دور وای در من تاب دوری نیست ای خیالت خاطر من را نوازشبار بی تو من تنهای تنهای کی به دیدار تو می آیم؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 16:40 توسط نیلو فر |
|
|
|